مراسم چهلمین روز درگذشت پدرم

با نهایت تأسف و تأثر چهلمین روز درگذشت پدر عزیزم علی اکبر رسولی را به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان می رسانیم. به همین مناسبت مجلس ختمی روز پنجشنبه مورخ ۱۳۹۱/۶/۲۳ از ساعت ۲۱:۳۰ شب به آدرس لارستان روستای دیده بان برگزار می گردد.

حضور شما عزیزان در این مراسم موجب شادی روح پدرم و تسلی خاطر بازماندگان خواهد گردید.
 

پدرم علی اکبر رسولی

 
سایه ای بود و پناهی بود و نیست
لغزشم را تکیه گاهی بود و نیست
 
سخت دلتنگم کسی چون من مباد
سوگ حتـی قسمت دشمن مبــاد
 
بــاورم نیست این من نـابــاورم
روی دوش خویش او را می برم
 
مـی بـرم او را که آورده مـــــرا
پاس ایامـــی که پرورده مـــــرا
 
می برم درخاک مدفونش کنـــم
از حساب خویش بیرونش کنـــم
 
مثل من ده ها تن دیگـــــر به راه
جامه هاشان مثل دل هاشان سیاه
 
منتظــــر تا بارشان خالی شــود
نــوبت نشخـــوار و نقالی شــود
 
هــرکسی هم صحبتـی پیدا کند
صحبت از هــر جا بجز این جا کند
 
دیدنش سخت است و گفتن سخت تر
خوش به حالت ،خوش به حالت ای پدر

مطالب مرتبط با این نوشته:

.

برای ارسال دیدگاه:

1- دیدگاه را خود را بنویسید البته شامل مطالب توهین آمیز و ... نباشد.

2- نام خود را بنویسید.

3- نوشتن ایمیل الزامی می باشد اگر ندارید از این ایمیل استفاده کنید: a@b.com

4- نوشتن سایت الزامی نمی باشد می توانید آن را رها کنید و در آخر بر روی "فرستادن دیدگاه" کلیک کنید.

.

 

۱۳ دیدگاه

  • دوستداردیده بان

    خدارحمت کندپدربزرگوارتان روحش شادانشاالله خداوندبزرگ به شماوبازماندگان صبرعنایت فرماید

  • رضا تقی نژاد

    سلام
    آقای رسولی :

    بنده هم به نوبه خود درگذشت پدر گرامی و بزرگوارتان را تسلیت عرض می نمایم و امیدوارم غم آخرتان باشد.

    باید بنده را ببخشید که نمی توانم در مراسم شرکت نمایم.

    با تشکر

    رضا تقی نژاد – فداغی

  • Oxford

    محمد جان ، همکلاسی قدیمی و دوست همیشگی سلام :
    هر چند با تاخیر ولی پیام تسلیت درگذشت پدر بزرگوارتان را از بنده حقیر پذیرا باشید ، هر چند بنده حدود ۲ ماهی اینجا نبودم ولی شنیدن این خبر بسیار ناراحت کننده بودو در سفر چند ساعته به دیده بان پیام تسلیتم را به خانواده محترمتان تسلیم نمودم ، انشالله خداوند به شما و خانواده گرامیتان صبر عنایت فرماید.

  • راشدانصاری

    اکبرجان خیلی زود رفتی.
    یادش به خیر انگاری همین دیروز پریروز بود که اومدی گفتی راشد یه بازیگر ترک اومده عروسی خوب داربازی می کنه مواظب باش من می رم دنبالش بعد تو که دفاع ات خوبه بیا سپر منو بگیر.
    انگار دیروز بود که از خدمت کردستان اومده بودم رفتیم توی اون سبزه زارها با هم عکس انداختیم…اکبرجان
    کاش ما رو هم با خودت برده بودی که فکر کنم اونجا دیگه این همه بار روی دوشم نباشه… یکی از بارهای سنگین امرالله دوست جون جونیته که حتی توی زندان هم از خدا بی خبرها دست از سرش بر نمی دارن و مدام براش پاپوش درست می کنن و دوست دارن تاابد داخل باشه…یکی دیگه از بارها هم حسین بی گناه و مظلومه که داره قربانی می شه… خودت گفتی امکان نداره این برچسب و تهمت به پاک ترین و باخداترین بچه ی فامیل مابخوره…و هزار و یک مشکل دیگه که نمی شه گفت و به قول صادق هدایت در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره….

  • پس پالکی

    با سلام
    خدا بیامرزد پدر تان انشا الله خدا به شما صبر وشکیبایی عطا فرمایند ممنون

  • موسا نوشادي

    شنیدن خبر درگذشت کسانی که حتی کوچکترین خاطره ای از آنها در ذهنت مانده بسیار تکان دهنده و دردناک است.
    اکبر رسولی را همیشه در میادین فوتبال چه در دیده بان و چه در بندرعباس به یاد دارم .با آن آرامش همیشگی و در افکار خود فرو رفته .
    خدایش بیامرزد پدرت را محمد جان.
    به نوبه خودمان در مسابقات جام رمضان قبل از شروع بازی به احترام درگذشت پیشکسوت فوتبال دیده بان یک دقیقه سکوت کردیم.

  • منوچهر

    سلام محمدجان . خداوند رحمتش کند .من چهارده روز است پدرم را از دست داده ام . درکت میکنم . خداوند به شما و خانواده صبر بدهد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *