موسا نوشادی : از چشمان تو

وقتی که دیگر توقعی از کسی نیست

که بداند

زمین چقدر برای آسمان دلش افتاده

تاعمق فنجانی که نمیشود فرضیه داد

از کدام گوشه دلت شکسته.

سر رفته ام

تا بریزد هرچه آب               از دامنت.

درست همینجاست که

از آسمان دو تا چشم می افتد

می ماند شبیه همه دست نوشته های ماشینی چشمان تو.

 

یک کمی اگر بخندی

نه کم می شود از این زمین

بخصوص که جای تشکر دارد

که یکی دو چند آسمان بیفتد از این چشم                   در این اتاق به روی سینه ای

که هزار سال است کلاس دستان کسی را نخوانده.

مطالب مرتبط با این نوشته:

.

برای ارسال دیدگاه:

1- دیدگاه را خود را بنویسید البته شامل مطالب توهین آمیز و ... نباشد.

2- نام خود را بنویسید.

3- نوشتن ایمیل الزامی می باشد اگر ندارید از این ایمیل استفاده کنید: a@b.com

4- نوشتن سایت الزامی نمی باشد می توانید آن را رها کنید و در آخر بر روی "فرستادن دیدگاه" کلیک کنید.

.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *