راشد انصاری, شعر

خالو راشد و شوخی با شعرا

راشد انصاری (خالو راشد)
راشد انصاری (خالو راشد)

راشد انصاری (خالو راشد)

با ذکر این نکته که تعداد دو فقره از این شوخی ها قدیمی است.
اولی …چگونه وزیر کشور…..و دومی …اگر مجلس شورا نروم!

“دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما”
گفت: بَه بَه واقعاً این جا چه حالی می دهد!
***
“دوش دیدم که ملایک درِ میخانه زدند”
غافل از این که درین شهر اماکن داریم!
***
“مزن بر سرِ ناتوان دست زور”
که روزی بپیچد به دورت چومار…
***
“نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت”
چگونه یک شبه آمد وزیر کشور شد!
***
“سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز”
مرده آن است که اقساط فراوان دارد!
***
“آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا”
لااقل دیشب سند را می رساندی پاسگاه!
***
“یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور”
من خودم تا انتها سریالِ آن را دیده ام!
***
“پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت”
بی پدر باشم اگر مجلس شورا نروم!
***
“دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما”
تازه کفشِ خوشگلی هم از قضا کِش رفته بود!
***
“حکیمانِ زمانه راست گفتند”
که بحث هسته ای پایان ندارد….!
***
“بنی آدم اعضای یک پیکرند”
ولی همدگر را چرا می درند؟!
سروده: راشدانصاری

۲۰ مهر ۱۳۹۳
https://www.didebani.com/?p=7034

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در صورتی که ایمیل ندارید از این مدل استفاده کنید: a@b.com