شعری که در ادامه می خوانید حاصل کار بداهه گویان انجمن ادبی بامداد علامرودشت فارس می باشد.
آن که رفته بر مدار طنز خالو راشد است / از جوانی کرده کار طنز خالو راشد است
بعد با ذوق خدادادی خود از آستین / آن که خارج کرده مار طنز خالو راشد است
در میان موج دریای سپیدستان،غزل / کرده ماهی راخمار طنز خالو راشداست
اکثر طنازها مانند نوعی پونه اند / پونه یاگلپونه،مار طنز،خالوراشداست
ناصرفیض و شکیبا و رفیع و دیگران / تک گل اند امابهارطنز،خالوراشداست
شاعران جمله پیاده یک نفر باشد سوار / بی گمان آن تک سوار طنز خالو راشد است
طنزهایش بی سوال و بی جواب و تک رو اند / حشمت فردوس کار طنز خالو راشد است
بی خیال از گشت و غیره میکشد همراه خود / روی دوشش تیربار طنز خالو راشد است
آن که روزی چند بار٫ آن هم به نحوی آشکار! / میکشد در بر نگار طنز خالو راشد است
او که در آن روزهای فتنه هشاد و هشت / دیده شد داده شعار طنز خالو راشد است
پاشدم باران مدح ومنقبت باریده بود / در سپاس شهریار طنز خالو راشد است
کورسوی طنز در اشعار من باشد ولی / اختر دنباله دار طنز خالو راشد است
او که بین این همه اشعار جدی و درام / میکشد از دل هوار طنز خالو راشد است
«قند پهلو» هم برایش مثل «کافه نادری» است / مرد پیروز قمار طنز خالو راشد است
الغرض در روزگار طنز پردازان ما / پادشاه روزگار طنز خالو راشد است
جنتی دیروز توی خطبه های جمعه گفت / چند قرنی هست ! یار طنز خالو راشد است
شعر اگر میدان جنگ و خالو هم «اسپارتاکوس»/لایق نام سزار طنز،خالو راشد است
انکه خارج میزند از دستگاه شور٫ گاه / وقت اجرای سه تار طنز خالو راشد است
جالب بود
با سلام و خدا قوت خدمت مدیریت محترم سایت دیده بانی و تک تک دیده بانی های عزیز.
سروده ای بسیار جالب و دلنشین بود. به امید موفقیت های بیشتر برای خالو راشد و دیده بانی های پر تلاش