راشد انصاری, شعر

شعر “ددبون فصل بهارن” به قلم “راشد انصاری”

راشد انصاری

شعر به گویش دیده بانی به نام  “ددبون فصل بهارن” به قلم “راشد انصاری” را می خوانید.

راشد انصاری

راشد انصاری

می شم ددبون فصل بهارن
بندر نخشن دل بی قرارن
موجا صحبت از خیر و کنارن
یار نازنین چشم انتظارن

می شم ددبون فصل بهارن

جان_ددبون و هوای اوریش
تنگ مروده و کلات گبریش
موکس کر اشن از پس و ازپیش
دسته دسته و قطار قطارن

می شم ددبون فصل بهارن

می شم ددبون و هوای آزاد
از خدا مو می موگه به آباد
هم پیر و جوونش موگه دلشاد
به به دل و خیر تا پی دوارن

می شم دده بون فصل بهارن

سرسبز و موکس اشن اصحرو
از بس علفن شه لخ زه کهرو
شونکری موکس گنوم خود _جو
شهری وابدو آخر چکارن

می شم دده بون فصل بهارن

جای سامسونت واسی تو هفتک
بر با خلل و مشتنی بوتک
همره ی خوت ببو حرما و لیتک
رخت فیسومون جومو و شوارن

می شم ددبون فصل بهارن

بندر موکسوش از دم پولن
هر کس ببونش ته فکر گولن
تک صف ابونش یکی ته کولن
بس که شرجی ان موجام صحارن

می شم دده بون فصل بهارن

اینکی صب وگه ته صف اسیرم
گه سی شکرم، گه صف شیرم
از بش شلوغن شونبو پنیرم
پیره مرد ازیر بچ شه سوارن

می شم ددبون فصل بهارن

بعضی به خدا چه بی خیالن
تکرار خشی گاهی محالن
الان بچیا فصل اکالن
واسی بر بشم تا کر اتارن

می شم ددبون فصل بهارن

خالو مگو شعر که ان نکارن
دوره دوره ی پوند و دلارن
مردم کلنو ماشین سوارن
تو جای فرت، ته وو و خشارن!

می شم ددبون فصل بهارن

۴ دی ۱۳۹۵
https://www.didebani.com/?p=4888

نوشته های مرتبط

4 نظر در “شعر “ددبون فصل بهارن” به قلم “راشد انصاری”

  1. سلام خیلی جالب بود ممنون از خالو راشد عزیز

  2. سلام و ممنون از شما عزیزان

  3. شعر خیلی خَشی هُند وَلِ خُندُش مُشکِلِن

  4. حق با شماست سجاد جان
    شعرهای گویشی فقط باید از زبان شاعر شنید
    جالبه برخی واژه ها در گویش دیده بانی داریم که جزو ۳۲ حرف فارسی نیست مثل نون یعنی نان که نون آخر را نه ن تلفظ می کنیم و نه گ گاف درست چیزی است بین این دو واژه و…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در صورتی که ایمیل ندارید از این مدل استفاده کنید: a@b.com