شعر, موسا نوشادی

موسا نوشادی : از چشمان تو

وقتی که دیگر توقعی از کسی نیست

که بداند

زمین چقدر برای آسمان دلش افتاده

تاعمق فنجانی که نمیشود فرضیه داد

از کدام گوشه دلت شکسته.

سر رفته ام

تا بریزد هرچه آب               از دامنت.

درست همینجاست که

از آسمان دو تا چشم می افتد

می ماند شبیه همه دست نوشته های ماشینی چشمان تو.

 

یک کمی اگر بخندی

نه کم می شود از این زمین

بخصوص که جای تشکر دارد

که یکی دو چند آسمان بیفتد از این چشم                   در این اتاق به روی سینه ای

که هزار سال است کلاس دستان کسی را نخوانده.

۲۳ مهر ۱۳۹۱
https://www.didebani.com/?p=1081

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در صورتی که ایمیل ندارید از این مدل استفاده کنید: a@b.com