این که روستا بهتر است به همان وضعیت و بافت روستایی ِ خودش باقی بماند، شکی نیست. روستا باید به تمام معنا روستا باشد.
این همه ساختمان های شیک و گران قیمت و چند طبقه چیزی به زیبایی و کلاس روستا که نمی افزاید، هیچ! بلکه کم هم می کند.
در روستا پس از بارش باران باید بوی کاهگل و خشت و کود و….از کوچه پس کوچه هایش به مشام برسد، نه بوی تند ادکلن فرانسوی!
در روستا بایستی صبح ها با قوقولی قوقوی خروس ِ روی دیوار از خواب بیدار شویم، نه زنگ های بد آهنگ تلفن همراه!
در کوچه های روستا به جای رد ِ لاستیک خودروهای آن چنانی، باید جای پای گاو و الاغ و گوسفند را مشاهده کنیم…
باور کنید بنده به هیچ وجه مخالف پیشرفت نیستم، اما نه این پیشرفتی که جوان های روستا زمین های کشاورزی خود را رها کنند و به شهرها هجوم ببرند.این پیشرفت نیست.
پیشرفت آن است که شما در روستا، کشاورزی کنید و انواع و اقسام میوه ها ، غلات، صیفی جات و…داشته باشی و شهری ها را برای خرید به روستا بکشانید.
البته در این راه مسئولان نیز بایستی با در اختیار گذاشتن تسهیلات و فراهم کردن شرایط و امکانات، جوانان جویای کار و بی کار را یاری کنند و ترتیبی داده شود تا با ایجاد اشتغال جوان ها،جلوی مهاجرت بی رویه همولایتی ها به شهر گرفته شود.
حیف و صد حیف که روستای ما فقط نام روستا را با خود یدک می کشد. خانه های ما به جای این که به صورت باغ ویلایی و مملو از درخت و گل و گیاه باشد، در و دیوارش با آجرهای نما و کاشی و سرامیک های رنگ و وارنگ تزیین شده است.
در این خانه های تنگ و قفس مانند، نفس کشیدن مشکل است. درست شبیه زندان های(به ظاهر خانه) ی شهری است که نفس آدم می گیرد.
چه شد آن هوای پاک و مطبوع روستا؟چه شد آن خانه های بزرگ قدیمی که هر گوشه اش درخت خرما، کُنار ، لیمو و ….کاشته بودیم؟
بدتر از این ها، تازگی درخت های اطراف روستا هم قطع کرده اند و ریشه اش را در آورده اند تا به جای آن ساخت و ساز کنند.عجبا…آن هم خانه های خالی که دل شان خوش است فقط طی سال، ۱۵ روز تعطیلات نوروز داخل آن زندگی کنند.
اما خودمانیم امکانات اولیه نیز همچون برق ، آب ، تلفن ، بیمارستان و….در روستا بسیار ضروری است. (که البته آب مان شور است و برق مان بیشتر اوقات در حال رفت و آمد! و نوسان و بیمارستان هم که خدا را شکر نداریم!)
به هر حال به دلیل دور بودن از شهر، امکانات رفاهی ِاین چنینی و…حتی از شهرها هم واجب تر است.
ضمن آن که تکنولوژی را نیز نباید دست کم بگیریم و بی خیالش شویم.
به عنوان مثال همین اینترنت!
سرعت اینترنت در روستای ما چیزی است در مایه های راه رفتن لاک پشت های پیر ! نه تنها اینترنت که آنتن دهی تلفن همراه نیز برخی مواقع مشکل دارد.
گاهی وقت ها اتفاقی رخ می دهد، اما خط ها چنان قَر و قاطی است و دچار اختلال که نمی توانید با جایی ارتباط برقرار کنید!
در روستای ما وضعیت اینترنت همراه اول افتضاح است. فرض بفرمایید اگر شما قصد داشته باشید کلیپی یا عکسی و مطلبی را برای شهر یا روستاهای اطراف بفرستید، اگر همزمان با شروع ارسال کلیپ،خودتان شروع به دویدن کنید؛ قطعا زودتر به مقصد خواهید رسید تا کلیپ تان!